تبليغاتX
بي آدرس

نظر آقاي بنياد گرا و جوابش در بخش نظرات


اتمام حجت؟ + خداحافظي موقت(وشاید دائم)

بسم الله الرحمن الرحيم
مخاطب و «محل انتقاد» اين وبلاگ عمدتا دوستان «غيرطلبه و بخصوص طلبه» اي بوده اند كه اهل «اشتباه» هستند اما اهل «سوء نيت» و «دشمني» نيستند.اشتباهاتي هم كه مي كنند، با هدف خدمت مي كنند. وبلاگ پابرهنه «بي آدرس» كم مقدارتر از آن است كه بتواند تغييري در رفتار آنها ايجاد كند. اما اقلش اين است كه اگر روزي از رفتار خود پشيمان شدند - كه به عقيده حقير «زود» نه ، اما «دير» يا «خيلي دير» اين اتفاق خواهد افتاد- ديگر عبارت «نشنيدم» و «نگفتند» از زبان مبارك اين عزيزان صادر نشود. و آن روز بجاي آنكه همه تقصيرها را گردن ديگران بيندازند، اندكي به «عملكرد خود» خواهند انديشيد. مهم اين نيست كه گوينده بي سروپاست. مهم اين است كه «اگر» حرف حق گفته شده «حق» گفته شده. در اينجا «انظر الي ماقال و لاتنظر الي من قال». صبر زياد است. تا روز پشيماني صبر ميكنيم. تنها آرزو ميكنيم كه اين اتفاق قبل از خشك شدن ريشه درخت انقلاب اتفاق بيفتد.كه اگر فقط برگها خشك شده باشد باز ميشود كاري كرد.

يك مدتي زحمت را كم ميكنيم. هم ما راحت باشيم، هم اگر شما راحتيد ما راحتتر باشيم!

سال خوشي داشته باشيد. تا اطلاع ثانوی خداحافظ

(جهت تسهيل ارتباط احتمالي بخش نظرات (عمومي و خصوصي) وبلاگ و ايميل فعال است)

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه 29 اسفند1389 و ساعت 17:57 |

رهبر «مسأله گو»

بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی رهبر معظم انقلاب حفظه الله در یکی از بیانات سابق به عدم حجیت اقرارهای متهمان علیه دیگران اشاره فرمودند، شاید بعضی با خود میگفتند آخر این که یک حکم شرعی واضح است. چه نیازی به بیانش هست؟ آن هم با وجود این همه فقیه و کارشناس در دستگاههای مختلف نظام مخصوصا صداوسیما و  قوه قضائیه.

چندروز پیش که رهبر فرزانه حرمت شرعی فحش را با کلی تأکید و تصریح بیان کردند، اونا با خودشون گفتن عجب فكر اشتباهی کردیما!؟ ما گیر داده بودیم به اون حکم که یاد گرفتنش  لااقل چند سالی درس خوندن میخاست. نمیدونستیم کار را به جایی میرسونن که رهبر عزیزمان مجبور میشن حکمی را بیان کنن که تو کلاس اول ابتدایی اغلب بچه ها یاد میگیرن!

دركنار اينها اين مسأله يك درس هم براي ما طلبه هاست كه بدانيم مسأله گویی و بیان احکام شرعی روی منبر اصلا کسر شأن و بي كلاسي نیست. حتی اگر سخنران یک مرجع عظیم الشأن و تنها امید عالم تشیع باشد.

+ نوشته شده توسط محسن در شنبه 21 اسفند1389 و ساعت 21:39 |

امام راحل در آخر وصيتنامه چه فرمود؟ (1)

بسم الله الرحمن الرحيم
ميزان در هر كس حال فعلي او است. اين جمله حكيمانه پيرجماران (ره) كه مدتهاست بر سر زبانها مي چرخد معنايش چيست؟آيا سوابق خوب افراد همانطور كه خود گذشته اند تاريخ اعتبارشان هم گذشته است؟ يا اينكه گذشته ميتواند معيار شخصيت افراد باشد؟ يا هيچكدام؟ جواب را بايد در كلام شاگرد و مفسر شايسته كلام آن يار سفركرده جستجو كرد. رهبرمعظم انقلاب(حفظه‌الله) در نمازجمعه 14 خرداد 89 فرمودند:«گذشته اشخاص مورد توجه نيست». اگر اين پنج كلمه را در كنار عبارت چند كلمه‌اي حضرت امام ره بگذاريم «برداشت رايج» از جمله مشهور حضرت امام ره به اثبات خواهد رسيد. اما اگر در كنار اين جمله  رهبري از جملات متصل به آن غفلت نكنيم – چنانكه در چندكلمه‌اي حضرت امام ره چنين غفلتي صورت گرفته و در نوشته بعدي توضيحش خواهد آمد- نتيجه طور ديگري رقم خواهد خورد.
معظم‌له در همان خطبه ضمن بيان مفاد جمله حضرت امام و بيان مصاديقي از آن فرموده‌اند:
«امام بارها فرمود قضاوت در مورد اشخاص بايد با معيار حال كنونى اشخاص باشد. گذشته‌ى اشخاص، مورد توجه نيست.گذشته مال آن وقتى است كه حال فعلى معلوم نباشد. انسان به آن گذشته تمسك كند و بگويد: خوب، قبلاً اينجورى بوده، حالا هم لابد همان جور است. اگر حال فعلى اشخاص در نقطه‌ى مقابل آن گذشته بود، آن گذشته ديگر كارائى ندارد...» و در ادامه با ذكر مثالهايي از صدر اسلام و اصحاب پيامبراكرم (صلي الله عليه وآله) كه نشان از تنافي حال و گذشته افراد دارد فرموده اند: «...
 بعضى‌ها با امام از پاريس تو هواپيما بودند و آمدند ايران؛ اما در زمان امام به خاطر خيانت اعدام شدند! بعضى‌ها از دورانى كه امام در نجف بود و بعد كه به پاريس رفت، با ايشان ارتباط داشتند، در اول انقلاب هم مورد توجه امام قرار گرفتند؛ اما بعد رفتار اينها، موضعگيرى‌هاى اينها موجب شد كه امام اينها را طرد كرد، از خودش دور كرد...»

از اين بيانات استفاده مي شود كه همانطور كه حضرت امام ره فرموده اند «ميزان براي قضاوت درباره اشخاص حال فعلي آنهاست». اما با دو تبصره وتوضيح ‌:
1- همانطور كه در بيان رهبرمعظم حفظه الله آمده است اگر حال فعلى اشخاص در «نقطه‌ى مقابل گذشته» آنها باشد، آن گذشته ديگر كارائى ندارد و در قضاوت درباره او ارزشي نخواهد داشت. البته اگر«حال» شخص «در نقطه مقابل» گذشته نباشد، به اين معني كه از اصول و مباني گذشته خود –عملا نه فقط در ادعا - عدول نكرده باشد هرچند گاهي دچار انحرافات واشتباهاتي شده باشد، نميتوان گفت گذشته او هيچ ارزشي ندارد. (اگرچه گذشته او مجوز و مصحح خطاهاي او و موجب چشم پوشي از تبعات احتمالي اشتباهات او نخواهد بود)
2- باز همانطور كه رهبرمعظم فرموده اند: در جايي كه «حال فعلي» شخص «معلوم نباشد» گذشته او قابل تمسك است. يعني وقتي در «حال فعلي» فردي «ترديد» هست مي‌توان به «گذشته» او مراجعه كرد. معناي اين جمله «ميزان نبودن حال فعلي» نيست. بلكه «تشخيص حال فعلي با توجه به گذشته»‌ است.

با عنايت به توضيحات فوق، درباره كساني كه از گذشته خوب خود عدول كرده اند و حال فعلي شان بر ضد گذشته است  بحثي نمي‌ماند. اما افراد ديگري هستند كه امروز به بهانه جمله حضرت امام ره گذشته‌شان ناديده گرفته شده و مورد طرد وتخطئه و هتك قرار مي گيرند. افرادي كه – بر خلاف سيره اي كه معظم‌له در برخورد حضرت امام ره با نمونه‌هاي اول انقلاب ذكر كرده اند- مي‌بينيم نائب شايسته حضرت امام (حفظه‌الله) نه تنها آنها را طرد و از خود دور نكرده ، بلكه با ذكر وضع گذشته و حالشان از آنها صريحا تمجيد و بر اعتماد و احترام به آنها تأكيد نموده است. آيا اين تصريحات دليل آن نيست كه (ولو در آنها خطاهايي هم باشد) حال فعلي آنها در «نقطه مقابل گذشته» و پاك كننده سوابق درخشان آنها نيست؟ حالا «دلالت»‌ هم پيشكش. آيا جملات رهبري اين اندازه هم اعتبار ندارد كه در تشخيصي كه عزيزان از «حال فعلي» اين افراد دارند لااقل «ترديد» ايجاد كند و به جهت «معلوم نبودن» حال فعلي، تمسك به گذشته افراد را زير سوال نبرند؟

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه 15 اسفند1389 و ساعت 19:44 |

لينك متفرقه: قبلا فقط  ارشادات رهبري بازيچه رسانه‌ها بود اكنون امرونهي معظم‌له هم بازيچه شده است. خوانندگان عزيز! اين تيتر را بخوانيد ببينيد بايد به رفتار دوستان خنديد يا گريه كرد.



وحدت: با اهل سنت بله، با شیعه خیر!

 بسم الله الرحمن الرحیم
در این روزها یکی از مسائلی که توسط مسئولین نظام بویژه رهبر فرزانه انقلاب (حفظه الله) مورد تأکید مکرر قرار می گیرد وحدت شیعه و سنی است. سوال این است که جهت این وحدت چیست؟ چگونه می شود با کسانی که (جناب) «طلحه و زبیر» و افراد دیگری را صاحب فضیلت و درجه اعلا می دانند و به شدت به آنها محبت و ارادت دارند وحدت کرد؟ چگونه می شود با کسانی که ولایت حضرت ولیعصر (عجل الله فرجه الشریف) را قبول ندارند دست برادری داد؟ جواب ساده است. معنای وحدت یکی شدن و دست در دست یکدیگر دادن بر مبنای اشتراکات است ، و نه قبول عقاید یکدیگر. این اشتراکات چیست؟ خدای واحد، پیامبر واحد، قبله واحد و... .

حال سوال این است که اگر کسی - بجهت غفلت واشتباه در تحلیل، یا اصلا هر دلیل دیگر- بعضی از طلحه و زبیرهای امروز را دوست داشت ،فرقش با دوستدار طلح و زبير ديروز چيست؟ آنكس كه ولایت «خود» حضرت ولیعصر (عج) را قبول ندارد فرقش با كسي كه «نائب» (شایسته و برحق) ایشان را قبول ندارد چيست؟
چرا با اولي ميشود وحدت داشت و با دومي نه؟
براي رفع بعضي سوء تفاهمي كه جمله فوق ايجاد مي كند توضيحي لازم است. لطفا دقت کنید. بحث این نوشته درباره کسانی که – چه از خواص و چه عوام- به هر نحو در پی براندازی یا اغتشاش در نظام مقدس اسلامی بوده اند نیست. اما در میان سایر مردم کم نیستند – هرچند اقلیت باشند- کسانی که یا الف) اصلا اعتنایی –اثباتا و نفیا- به نظام اسلامی ندارند، یا
ب) با اصل نظام در مبنا مخالفند – از جمله کسانی که مثلا ولایت مطلقه فقیه را  با  آراء فقهای شیعه سازگار نمیدانند، ویا ج) اصل نظام را قبول دارند اما مسئولین یا رهبری فعلی (دام ظله) را قبول ندارند (و با کمال تأسف و خون جگر بايد گفت در سالهای اخیر به علل مختلف از جمله عملکرد نادرست ما -که تفصیلش مجال دیگری می طلبد- تعداد این گروه سوم رشد نسبی داشته است.و به قطع و يقين ميتوان گفت اين گروه معاند با اسلام و انقلاب نيستند،گرچه توجه نداشته باشند كه لازمه عقيده شان نفي انقلاب باشد).
آیا با این سه گروه از مردم کشور که هیچگاه هم در پی اغتشاش و براندازی نظام اسلامی نبوده اند نمی توان «وحدت» داشت؟ آیا اشتراکات ما با اینها به مراتب «بیشتر» از اشتراکات ما با برادران اهل سنت نیست؟ بسیاری از اینها شدیدا علاقه مند به اهل بیت علیهم السلام هستند. نماز و روزه بسیاری از آنها ترک نمی شود.برای حضرت اباعبدالله علیه السلام بر سر و سینه می زنند. از دشمنان اهل بیت بیزارند و... هیچگونه دلبستگی به آمریکا و اسرائیل هم ندارند. و صد البته به عقیده ما در اشتباهند. همانطور که اهل سنت به عقیده ما شیعه در اشتباهی بسیار بزرگتر از آن هستند.اما این اشتباه بزرگ مانع وحدت ما با آنها نشده است.

+ نوشته شده توسط محسن در پنجشنبه 5 اسفند1389 و ساعت 16:1 |